در ان روز که ما با هم بودیم
با یکدیگر از غم و شادی می سرودیم
نمی دانستیم که کسی از همین نزدیکی
به کار های ما نگاه می کند
و نمی دانستیم که او از تمام دنیا
از تمام انسان ها
از تمام رویا ها
ازتمام رگ ها
و حتی از خودمان به ما نزدیک تر است
و او از تمام کار هایمان
و او از تمام شعر هایمان
و او از تمام گریه ها و خنده هایمان
از جنینی تا به حال
یادداشت برداری می کند
و اوست که از اینده ها با خبر است......
{ بی نام }
